ويلفرد مادلونگ ( مترجم : ابوالقاسم سرى )

95

فرقه هاى اسلامى ( فارسى )

بودند تا خود را جدا كرده و گروهى ديگر را بنيان نهند اين تأكيد اصلى بر رفتار درست بيش از همبستگى گروهى موجب شد كه در جنبش خارجىگرى فرقه‌گرايى به افراط پديد آيد . مفهوم جماعت فرهمند از براى اهل تسنن ( جماعت سنى ) معتبر اما از براى خارجيان نامناسب است « 1 » . ولهازن با تعريف دين و جماعت به گونه دو قطب حكومت خدايى اسلامى به راستى ملاحظه مىكند كه « در كشمكش ميان دين و جماعت ميان تكليف برترى دادن خدا و شرع به هر چيز ديگر و تكليف ماندن با جماعت و پيروى از امام ، خارجيان خود را با عزم راسخ در سلك هواخواهان دين قرار دادند . » « 2 » مساوات يا برابرى خواهى خارجيان با اعتقادهايى كه قبيله‌هاى باديه‌نشين در اين زمينه داشتند . اختلاف داشت . امام خارجيان مىبايست تنها بر پايه شايستگى مذهبى و صلاحيت برگزيده شود نه هيچ‌گونه امتياز بر پايه خونى يا نسبى . پيروى از همه دستورهاى امام تا هنگامى كه او از تكليف‌هاى دينى خود منحرف نمىشد وظيفه بىچون و چراى مذهبى بود . رياست در قبيله‌هاى باديه‌نشين به گونه‌اى اكيد با رابطه‌هاى خونى و نسبى و عضويت در خانواده مهم مستقر تعريف شده بود ، تنها در درون اين قالب‌ها مىتوانست بر پايه لياقت شخصى نيز باشد « 3 » . اعتقادهاى برابرىخواهانه باديه‌نشينان بيشتر ناشى از ناتوانى

--> ( 1 ) . ماهيت فرهمندى جماعت سنى را وات Watt در Formative Period ( ص 36 ) تذكر داده است . اما آن مفهوم سنى آن چنان كه وات پيشنهاد مىكند از سابقه‌اى خارجى برگرفته نشده بلكه در برابر مخالفت با خارجيان و شيعيان پديد آمد . اين خاصيت فرهمندى جماعت به روشن‌ترين وجه در حديث‌هاى معروف سنى مانند « جماعت من هرگز با خطائى موافقت نخواهد نمود » و « هر كس خود را به اندازه شبرى از جماعت جدا سازد گردن خود را از ربقه اسلام جدا مىكند » . بازتاب يافته است ، كه گرايش ضد خارجى آن آشكارست . ( 2 ) . Oppositions P rteien p , 14 . ( 3 ) . بر پايه برابرى واقعى از گونه بدوى رهبر خارجيان ممكن بود از هر قبيله‌اى برگزيده شود ، يا ممكن بود كه ناتازى هم باشد . وات Formative Period ص 37 به راستى هيچى نمىتوانست از اعتقادهاى برابرىخواهانه از اين دور تر باشد .